ده سال از عروج یک مرد نیکو سرشت گذشت. مردی که از تبار انسانیت بود. دکتر داوود شریفی پزشک ” قلبها ”  و ” روح ها”  بود. آذرخش نگاهش چنان در قلب و روح بیمارش نفوذ می کرد که گویی لازم و ملزوم درمان بیماران بود. دستانش شفا بخش بود چرا که روح و روانش سالم بود. پزشکی که آرام و به دور از سر و صداهای تبلیغاتی و در عصر فقدان ” تلگرام ها”  و “تانگوها” که به هرکسی امکان بیان ناممکن ها را میدهد ، او با قبول مسئولیت انسانی  به آزمایشگاه می رفت و به همکارانش بیمار نیازمندی را سفارش می کرد و یا هزینه داروی بیماری دیگر را در داروخانه ای می پرداخت.او هنگام صحبت کردن شمرده شمرده حرف می زد. کلمات را کامل ادا می کرد. نفوذ و تاثیر سخنانش حتمی بود. از این رو وقتی حرف می زد مخاطبانش سکوت اختیار می کردند.

شاید برای شناختن دکتر داوود شریفی سالهای زیادی لازم داشته باشیم. دکتر شریفی به وظیفه پزشکی و انسانی خود واقف بود. امروز فقدان این مرد آسمانی هنوز دلهای مضطرب را نگران می کند. دلهایی که فکر می کنند آیا مادر گیتی دوباره فرزندی مانند داوود شریفی را به دنیا خواهد آورد ! و براستی آیا می توان از دکتر شریفی ها یک نمونه و یک الگو پدید آورد ؟! آری می توان با گسترش فرهنگ نوع دوستی و پرهیز از اطاله کلام به نسل جدید یادآور شد که دکتر داوود شریفی یک فرهنگ بود.

 یک بینش بود و یک باور و می توان دوباره معلم بود و داوود شد ، می توان یک پزشک بود و داوود شد ، می توان یک یک مدیر بود و با تمام وجود یک داوود شد. انسان بودن هزینه های زیادی می خواهد و باید پرداخت کرد. دکتر داوود شریفی هر آن هزینه می پرداخت. شاید افرادی پیدا می شدند که در فرهنگ آنها نبود مایه های خیرخواهی و کمک به همنوعان آنها را به تعجب می انداخت که مگر می توان چنین بود! خیلی وقتها کسانی که خود کاری نمی کنند و از اینکه دیگران کاری کنند شگفت زده و متحیر می شوند. داستان عجیبی بود دکتر داوود شریفی. پزشک نوع دوست و خیرخواه. سالها قبل هم چنین نوشتیم :

” مردی از تبار عشق ، از سرزمین بالندگی و شوق و از دیار دوست داشتن و دوست داشته شدن ، مردی در کناره یک جویباری بنام عمر که هم او نتوانست روح سبکبالش را در تن شیدایی اش به قفس جسم دنیایی اش محصور و محدود نماید. دکتر داوود شریفی یک وجود برگرفته از عرفان ، از دانش ، از اعتبار علمی و ارزش مردمی ، انسانی پایدار که ماندن نیز نتوانست قلب سیراب ناشدنی پر از مهر و عطوفتش را تسکین بخشد. او شیفته رفتن بود و در سرزمین سنگ ، و آهن و جسم و در محدوده عمری که در کار خوردن و خوابیدن و نازپروردگی است تاب تحمل نیاورد. او همین عمر کوتاهش را با تمام کوشش های علمی و ادبی و اخلاقی بی نظیرش برای خودش نزیست. دکتر داوود شریفی برای خودش برج و بارو بر نافراشت ، اما خوب میدانست چهره چروکیده و غمبار یک پیرزن ناتوان و ضغیف و بی پول در صف انتظار مطب ، دلش نه برای زخم تن که برای نان شب پرپر میزند و چه بسیار بیمارانی که دارو را از بی پولی حذف می کنند تا شاید فقط دیدار پزشک شفای درد آنان شود!


او میدید مردی را که با پشت خمیده  از داروخانه قبل از اینکه نحوه مصرف دارو را بپرسد ، هزینه آن را می پرسد و اگر نتوانست آرام از درب داروخانه خارج می شود. او در مطب می نشست و او اینهمه را می دید. آخر او سوگند خورده بود و در کار خود ایمان داشت. امروز شش سال است او را نمی بینیم . شاید چهل سال شاید چهار هزار سال و شاید میلیونها سال هم داود را نبینیم.

آخر ما قادر نیستیم بلندی روح و بزرگواری انسانهای بزرگ را ببینیم. ما آنها را احساس می کنیم واز دست میدهیم. از دست دادن یک اصل است. هر چیزی که به ما داده اند روزی از ما خواهند گرفت و ما داود را از دست دادیم و حال در حسرتش گذران عمرمی کنیم. او نمی نشست به امید دیگران و به زندگی خوشبخت خود دل نمی بست، اگر چه به تایید خانواده محترمش از پاک ترین و زیباترین و دلسوزترین پدر در خانواده محسوب می شد و همسری مهربان و برادری عزیز و تکیه گاه روحی و معنوی بلندی برای آشنایانش و دوستان و کسان خود نیز بود. او به دنبال شناسایی محرومان و ضعیفان جامعه بود و حق انسان بودن خود را هر روز می پرداخت و برای آن عاشقانه زحمت می کشید. روح بلندش گرامی باد.”

باز می نویسیم و می گوییم : می توان دکتر داوود شریفی شد و شعر ناممکن مادر گیتی را به ممکن تغییر داد. خلقت ما از سوی پروردگار عالمیان به گونه ای است که می توان به اوج انسانیت رسید. فاصله هایمان با همنوعان را می توان کاهش داد. می توان ” درد” دیگری را به جان خرید. می توان رنج ها را تقسیم کرد ، می توان به نسیم سپرد که این شعر را به گوش جهانیان برساند :


غرض نقشی است کز مــا باز مانـــد / که دنیــا را نمــی بینـــــم وفـــایی

photo_2016-06-02_08-26-37

به اطلاع میرساند خانم مریم طلوعی آموزگار شریف باردیگر مانند سالهای قبل با تخصیص بخشی از احسانات دکتر داوود شریفی به بیماران سرطانی و با واریز مبلغ پنج میلیون ریال از طرف خانواده محترم و فرزند نازنین دکتر که امیدواریم و حتم داریم مانند پدر مثمر ثمر بوده و خواهد بود ، نشان داد که با رفتن دکتر داوود شریفی احساسات و عواطف انسانی در این خانواده همچنان وجود دارد و چه بسا خیلی از انسانهای نیازمند که باز حمایت می شوند و براستی داستان نیکوکاری نوشته ای طولانی و ماندگار است که بر لوح زرینی از روح و قلب انسانها حک شده است.

لازم به ذکر است دکتر داوود شریفی ده سال قبل  در تاریخ سیزدهم خردادماه ۱۳۸۵ در یک سانحه رانندگی در جاده پارس آباد – بیله سوار دارفانی را وداع گفت. روح اش شاد و یادش گرامی .

 

 

http://arezou.org/

 

 

 

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی مطالب خلاف نظام ، شئونات اجتماعی ، توهین یا افترا به کسی می باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
برای تماس با شما لطفا ایمیل خود را بدرستی وارد کنین تا با شما اگر لازم باشد در تماس باشیم .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

دیدگاه‌ها   

قهرمان
0 # تشکرقهرمان 1396-09-21 00:26
از خانواده مرحوم دکتر شریفی که ادامه دهنده راه ایشان در نیکی هستند تشکر و برای آن پزشک شریف علو رحمت واسعه الهی را ارزومندم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

ما همیشه هستیم ...