زادروز

۱۱۹۱ خورشیدی
۱۸۱۲
شهر نوخه
جمهوری آذربایجان کنونی

درگذشت

۱۲۵۷ خورشیدی
۱۸۷۸
تفلیس
گرجستان

محل زندگی

نوخه, خامنه, مشکین‌شهر, گنجه و تفلیس

ملیت

ایرانی

نام‌های دیگر

آخوندوف

آثار

سرگذشت یک مرد خسیس
تمثیلات یا شش نمایش‌نامهٔ کمدی

والدین

میرزا محمدتقی


میرزا فتحعلی آخوندزاده
(آخوندوف) نمایشنامه‌نویس آزادی‌خواه ایرانی‌تبار دورهٔ قاجار بود. او را از پیشگامان جنبش ترقی‌خواهی و ناسیونالیسم ایرانی می‌دانند. اندیشه‌های او بر اندیشمندان جنبش مشروطیت ایران از جمله میرزا آقاخان کرمانی، میرزا ملکم خان، طالبوف و دیگران بسیار تاثیر گذاشت.

زندگی [ویرایش]

در سال ۱۱۹۱ خورشیدی برابر با ۱۸۱۲ میلادی و ۱۲۲۸ هجری قمری در شهر نوخه یاشکی زاده شد. پدرش میرزا محمدتقی، کدخدای روستای خامنه بود که درست یک سال پیش از تولد میرزافتحعلی از این سمت برکنار شد و با مهاجرت جعفرقلی خان دنبلی از خوی به شهر شکی و حکومت در آن ولایت، بسیاری از اهالی شهرهای مختلف آذربایجان به جهت عدل و داد وی با آن شهر مهاجرت نمودند که میرزا تقی نیز یکی از آن‌ها بود. در آنجا همسر دیگری به نام نعناخانم اختیار کرد و از او میرزافتحعلی را به دنیا آورد.

شهر نوخه در جمهوری آذربایجان کنونی تا زمان انعقاد عهدنامه ترکمانچای در سال ۱۸۲۸ میلادی/ ۱۲۰۶ خورشیدی٬ یعنی حدود ۱۶ سال پس از تولد فتحعلی٬ متعلق به ایران بود.

 

فتحعلی در کودکی به همراه خانواده مدتی در خامنه و مشکین‌شهر و چندی هم در گنجه زندگی کرد و سپس به نوخه بازگشت و در آنجا تحصیل کرد. سپس هنگامی که ۲۳ ساله بود به تفلیس رفت و مترجم بارون روزن فرماندار گرجستان شد و تا آخر زندگی همین سمت را داشت.

او در زمان ورود به تفلیس بود که با تئاترهای گرجستان آشنا شد. در این تئاترها عموماً آثار گوگول، آستروفسکی و مولیر به صحنه می‌رفت. او از این پس بود که خود نیز دست به کار نگارش نمایشنامه شد. از جمله آثار آخوندزاده که سبب شهرت وی در ادبیات نمایشی شد، کتاب «تمثیلات» است که حاوی شش نمایشنامه و یک داستان به قرار زیر می‌باشد:

  • «حکایت ملا ابراهیم خلیل کیمیاگر»
  • «حکایت خرس قولدورباسان» یا «دزدافکن»
  • «حکایت موسیو ژوردان حکیم نباتات و مستعلی شاه مشهور به به جادوگر»
  • «حکایت وزیر خان لنکران» یا «سراب»
  • «حکایت مرد خسیس» یا «حاجی قره»
  • «حکایت وکلای مرافعه تبریز»
  • داستان «یوسف شاه سراج» یا «ستارگان فریب خورده»

آخوندزاده اولین سازندهٔ قالب‌های امروزی نمایش در مشرق زمین است. او همچنین جزو نخستین کسانی است که به موضوع زن و مشکلات زنان ایرانی در آثارش می‌پردازد. هرچند او در نمایشنامه‌هایش به مساله آزادی و مشکلات زنان می‌پردازد اما راه حلی برای نجات آنان ارائه نمی‌کند. تمایل به روشنگری، هجو سنت و ستایش از جلوه‌های تجدد از مضامین اصلی نمایشنامه‌های او بود. او در کتاب «ستارگان فریب‌خورده» از ماجرایی تاریخی در عصر صفویه برای ترسیم واقعیت‌های زمان خودش بهره برده است.

میرزا فتحعلی آخوند‌زاده از اولین ادیبان و نقادان اجتماعی به شیوه علمی بود. او در "رساله‌ قرتیکا" یا "سروشیه"‌ نقدی بر قصیده‌ سروش اصفهانی نوشت و می توان گفت اساس نقد نظام مند در ایران را شروع نمود. برخلاف عادات ادبی آن زمان وی مضمون و محتوا و تأثیرات اجتماع در نقد خود جای داد.[۱]


آخوندزاده در سال ۱۲۵۷ خورشیدی (۱۸۷۸ میلادی در تفلیس در سن ۶۷ سالگی درگذشت.

فعالیت‌های ادبی [ویرایش]

آخوندزاده در تفلیس با فن نمایش و نمایشنامه‌نویسی آشنا شد و خود به نوشتن نمایشنامه‌های اجتماعی و انتقادی پرداخت. آثار او اغلب به زبان ترکی آذربایجانی است که گاه به شعرهای فارسی مزین می‌شد. برخی از آثارش به روسی و فارسی ترجمه شدند. نمایش‌نامه تمثیلات او با مهارت به انتقاد از اخلاق و عادات مردم قفقاز و آذربایجان می‌پردازد.

آثار او در کارهای دیگر نویسندگان آزادی‌خواه دورهٔ مشروطیت ایران تأثیر زیادی داشت. او همچنین از طرفداران و مبلغان تغییر رسم‌الخط عربی به الفبای لاتین بود.



 


http://fa.wikipedia.org





اندیشه های میرزا فتحعلی آخوند زاده (بخش اول) :

چندی پیش ، بیوگرافی اندیشمند بزرگ و روشنفکر کبیر میرزا فتحعلی آخوند زاده را از قلم خود ایشان که در مقدمه اثر جاودانش ( مکتوبات کمال الدوله ) آورده بود ، ارسال نمودم . در این مدت در پی آن بودم که شمه ای از تفکرات این اندیشمند بی نظیر را طی چند مقاله در وبلاگم قرار دهم . مهمترین منابع جهت آشنایی با اندیشه های میرزا فتحعلی آخوند زاده عبارتند از :

۱ - آثار ارزشمند خود میرزا از جمله " مکتوبات کمال الدوله " که متاسفانه بیش از یکصد و سی سال است که مجوز انتشار در داخل ایران را ندارد (یعنی از زمان ناصرالدین شاه تاکنون). و همچنین " الفبای جدید و مکتوبات " .

۲ - آثار دیگر مورخین از جمله آثار فریدون آدمیت بویژه کتاب " اندیشه های میرزا فتحعلی آخوند زاده "  که بعد از انقلاب هیچگاه اجازه چاپ مجدد نیافته است .

در این فکر بودم که کتاب "اندیشه های میرزا فتحعلی آخوند زاده " را به نحوی تلخیص و در وبلاگ قرار دهم . اخیرا در حین مطالعه جلد دهم تاریخ اجتماعی ایران تالیف مرحوم مرتضی راوندی متوجه شدم که ایشان این کار ارزشمند را کرده و دقیقا برای تشریح اندیشه های میرزا کتاب نامبرده را تلخیص نموده است . بلافاصله شروع به تایپ بخش هایی از این کتاب کردم که البته چندین هفته به طول انجامید . اینک این نوشته ها را طی چند قسمت ارسال خواهم نمود . شاید  کاری اندک در جهت معرفی اندیشه های والای این روشنفکر بی نظیر و بی بدیل باشد. فقط قبل از پست قسمت اول توجه شما را به چند نکته جلب می کنم . اول آنکه همانگونه که می دانیم کتاب تاریخ اجتماعی ایران نخست در سه جلد منتشر گردیده بود . سپس به مرور زمان مولف  آن را بسط داده و به ده جلد رسانده است . به همین خاطر گاهی پیوند مطالب در متن به هم می خورد چرا که بعد ها و تکه تکه و از جاهای مختلف مطالب افزوده شده است . به همین دلیل گاها مطالب فقط شکل روایتی داشته و خالی از تحلیل است .  خود من نیز گاها مطالب زاید را حذف کرده ام ولی به محتوای مطالب باقی مانده اصلا دست نبرد ه ام .دوم اینکه مولف بعضا برای اینکه اثر خود را از زیر تیغ سانسور برهاند مجبور گردیده در لابلای نقل قول ها از میرزا فتحعلی آخوند زاده خود نیز مطالبی را بر خلاف نظر آخوند زاده ابراز نماید . که با کمی تامل این قسمت ها قابل شناسایی است . امیدوارم این سلسله مطالب در روشن کردن ذهن جوانان این مرز و بوم و رهانیدن آنان از چنگال اهریمن جهل و خرافه مفید و موثر افتد .


و اینک قسمت اول :



1 – یک ادیب منتقد

آخوند زاده ، یکی از فرزندان پرشور و آزادیخواه و اصلاح طلب ایران است . پدرش تبریزی و مادرش مراغه ای بود و بقول خودش از نژاد "پارسیان " و وطنش ایران عزیز است . پس از فرا گرفتن دانش های مقدماتی در گنجه زیر نظر میرزا شفیع که دانشمندی روشن ضمیر بود. به آموختن حکمت و عرفان مشغول شد . میرزا شفیع روزی از شاگردش پرسید :از تحصیل علوم چه منظوری داری؟ گفت می خواهم روحانی شوم . استاد با شنیدن این سخن ، خطاب به او گفت : چون روحانی زیاد است ، شغل دیگری پیش گیر . میرزا فتحعلی به مرور زمان از برکت تعالیم استاد به کشف حقایقی توفیق یافت و در نتیجه مطالعه و پژوهش در آثار دانشمندان پرده اوهم و خرافات از پیش چشم او برداشته شد و کارش به جایی رسید که میرزا شفیع ، از ذهن انتقادی و بلوغ فکری او در کودکی سخن گفت و اظهار امیدواری کرد که در بزرگی مصدر خدمات مهمی گردد.

دومین مرحله تحول فکری میرزا فتحعلی آخوندزاده در تفلیس آغاز شد ، در این شهر ، او زبان روسی را بخوبی آموخت و با بسیاری از آزادیخواهان و صاحبنظران آشنا شد . او در محفلی که ، دیوان عقل ، نام داشت شرکت می کرد و در باره شاعران به گفتگو می پرداخت . در آن ایام ( 1250 هجری – 1834 میلادی ) تفلیس ، مرکز فعالیتهای فرهنگی و سیاسی بود . او توانست با بسیاری از شخصیت های فرهنگی و سیاسی آن ایام آشنا شود و از خرمن دانش ها و اطلاعات عمومی آنان خوشه چینی نماید . پس از چندی ، مقام فکری و موقعیت اجتماعی میرزا فتحعلی ، بالا رفت تا جایی که وی را ، در ایران و قفقاز و روسیه و عثمانی می شناختند و در محافل هنری تفلیس ، مسکو و پترزبورگ ، پایه ارجمندی داشت ... از اهل دولت و شاهزادگان ، هر کس گذرش به تفلیس می افتاد ، سراغ او می رفت . از یاران نزدیک و صمیمی میرزا فتحعلی و به اصطلاح خودش " همرازان " او ، این کسان را می توان نام برد : میرزا یوسف خان مستشارالدوله ، جالا الدین میرزای قاجار ، میرزا ملکم خان ، شیخ محسن خان معین الملک ( مشیر الدوله بعدی ) ، ماکنجی ، پیشوای زردشتیان ، و عده دیگر. میرزا فتحعلی با آشنایی ، که با آزادیخواهان و روشنفکران روسی و گرجی پیدا کرد ؛ در سال 1262 ه (1846  میلادی )به اندیشه فعالیت های اجتماعی و سیاسی افتاد . در این اوان که جوان بود ، پر شور و خروش ، این نقشه را ریخت که افراد پخته ای را جمع کند و محفل خصوصی تشکیل دهند ، مدرسه باز کنند ، روزنامه برپا سازند و مثل روسیان ، تئاتر ایجاد نمایند ، و به باسواد کردن مردم پردازند ، تا از این راه ، مردم تربیت گیرند و به حقوق خود آشنا شوند و زنان نیز به آزادی برسند ... اساسا ترقی مشرق زمین را در باسواد کردن و تربیت ملت های آن می دانست و اعتقاد داشت از این ره خورشید دانش پر روی کشور های مشرق پرتو خواهد افکند ...

" کار میرزا فتحعلی ، در قلمرو ادب و فکر و دانش جدید با نمایشنامه نویسی و داستانسرایی آغاز گردید . پیش از آن منظومه ای در 25 سالگی به سبک پیشینیان در مرگ پوشکین سروده بود ، از 1266 تا 1273 شش نمایشنامه و یک داستان نوشت . همه آنها ، در انتقاد از اوضاع نابسامان اجتماعی است اما یکباره از هنر دست کشید ودر 1274 رساله الفبای جدید را پرداخت . کم و بیش پانزده سال در تلاش اطلاح و بعد تغییر خط به عنوان ابزار تسهیل ترقی و نشر دانش و فن جدید بود ، از این کار سر خورد ، در آن ضمن اعتقا پیدا کرد ، که تعصب و جهل سد اصلی ترقی اجتماع و اخذ علم و تمدن است ، پس در 1279 به نگارش رساله مکتوبات کمال الدوله شروع کرد ، و سال بعد تمام نمود ، موضوع آن ، انتقاد بر سیاست ، و معتقدات بعضی از مردم است ، تا پایان زندگی ، آن رساله را حک و اصلاح می کرد ، و چیزهایی بر آن افزود ، و همیشه در فکر انتشارش بود . در این فاصله مقاله هایی انتقادی در فلسفه و سیاست و تاریخ و اقتصاد و ادبیات نیز نوشت . اشعار انتقادی هم سرود که در آنها صبوحی تخلص داشت ..."

میرزا فتحعلی ، پس از آنکه در زبان روسی تبحر یافت به مطالعه آثار ادبی ، انتقادی و اجتماعی نویسندگان آن سرزمین همت گماشت و از رئالیسمی که در ادبیات ، شعر و تئاتر و نمایشنامه های روسی متجلی بود الهام گرفت . نوشته های مردانی چون چرنیشفسکی ، پوشکین ، لرمانیوف ، گوگول و بلینسکی ، در طرز تفکر و اندیشه های میرزا فتحعلی موثر افتاد . وی نیز با آثار بزرگان شعر و ادب انگلستان و فرانسه نیز آشنایی داشت و چون به اوضاع اجتماعی و وضع طبقات مختلف اجتماعی در ایران و قفقاز آشنایی کامل داشت توانست افکار انقلابی و انتقادی خود را در آثار ادبی و نمایشنامه ها منعکس سازد .

وی در یکی از داستان های نمایش ، " اندیشه های مترقی خود را از زبان حاجی نوری شاعر روشن بین ، ادا می کند و سوء نیت و طراری ملا ابراهیم را بر مردم آشکار می سازد . کیمیا گری را باطل و همه تصانیف در آن فن را پوچ می شمارد : من ملا خلیل را ندیده ام ، اما به فراست می دانم دستگاه عوام فریبی باز کرده است ... اکسیر در عالم وجود ندارد . ولی کیست که به حرف حسابی گوش بدهد ، نویسنده با تنبلی و مفتخوری سر پیکار دارد . منادی فلسفه عمل است ، صنعت هر کس برای خودش اکسیر و مایه گذران اوست ، دیگر چه لازم کرده پشت سر کیمیا گر ها بیفتد . مردم کاهل و کوردل را ، که برای تحصیل مال فریب شیادان را می خورند تحقیر می کند و نشان می دهد که همه آن بیچارگی ها ، از عوارض ظلمت نادانی است ، جایی که خرد به سستی گراید ، اوهام پرستی استیلا پذیرد ... "

در نمایشنامه جادوگر ایرانی  صدارت حاجی میرزا آقاسی را دست انداخته ... درویش جادوگر می گوید : مگر دیوهای من سرباز ایرانی هستند که مفت خدمت بکنند؟ مر من وزیر حاجی میرزا آقاسی هستم که هیج چی به آنها ندهم جز فحش و تهدید ... من در تهران به چشم خود دیدم که حاجی میرزا آقاسی در میدان توپخانه ، به توپ مروارید داشت نگاه می کرد که ناگهان هفتصد سرباز دور او را رفتند و مطالبه مواجب کردند. در حال ، حاجی میرزا آقاسی خم شد ، لنگه کفشش را در آورد و به دستش گرفت و با هزاران ناسزا بسان عقاب به سوی آنها هجوم آورد ... و دو مرتبه برگشت ... رو کرد به خانم هایی که در حضور بودند ، خطاب به آنها گفت : حضرات دیدید ؟ با این قشون ترسو ، نمی دانم هرات را چگونه خواهم گرفت ، حالا خوب بود که من با شمشیر بر آنها حمله نکردم والا نمیدانم تا کجا فرار می کردند "

در نمایشنامه دیگری نویسنده ، به تجاوزاتی که در محیط اجتماعی کشور های جنوب غربی آسیا به حقوق زنان می شود اشاره می کند : " جناب وزیر ، برای استوار کردن پایه وزراتش کوشش دارد ، خواهر زن جوان خود نسا خانم را به زنی ، به حاکم ولایت بدهد ، انگشتر نامزدی وی را هم می خرد . نسا خانم که برای خویش حقوقی قایل است دست رد به سینه او می نهد . این انگشتر را ببرید ؛ لایق خان ، دختر پیدا کرده انگشتش کنید – او به رضایت خودش با نامزدش ازدواج می نماید ... " در نمایشنامه دیگری مفاسد هیئت حاکم زمان را آشکار می کند و از زبان برادر زاده خان لنکران ، خطاب به عمویش می گوید : " مداخله امثال شما به امور مملکت خلاف انصاف و مروت است ... و هر که بخواهد امور مملکت را موافق قاعده به اصلاح آورد و رعیت و ملت را ترقی دهد ، لابد باید مردان بی اطلاع و غیر کافی را از ریاست خلع کند و امور مملکت و ملت را به مردان کاردان کافی بی غرض با اطلاع واگذارد . اشخاصی را که طمع کاری و رشوه خواری ، عادت طبیعی آنها شده است ، و حکم را ، محض جلب منفعت خود ، به خلاف حق و استحقاق می دهند ، دخیل کار بندگان خدا نکند ، تا امور دولت و ملت بطور درستی رو به ترقی گذارد ، عوام رعایا و نوکر و غیره ، آسوده و فارغ بال بوده باشند ..."

"... داستان ستارگان فریب خورده تصویری است از دولت شاه عباسی که اهل دولت و دربار و ملا و منجم ، جملگی مردمی بی خبر و چاپلوس اند ، گرفتار زنجیر تعصب ، و در پی تحریک و نیرنگ بازی ، شخصیت مترقی و اصلاح طلب داستان ، در سیمای مرد فروتنی به نام یوسف سراج متجلی است که از میان عامه مردم برخاسته و او در نظر مات باشی " مجرم بالفطره و واجب القتل " است ... ملا باشی ... در احوال یوسف سراج گوید : او از اجامر و اوباش است ، مرید جمع آورده ، همیشه به ضرب و ذم علمای گرام و خدام شریعت زبان گشوده است . این ملعون به پیروان خویش تلقین می کند که بعضی از علما به مردمان عوام ، فریب می دهند . اجتهاد لازم نیست و خمس و مال امام دادن خلاف است ... به دولت علیه بحثها وارد می کند ، که از کد خدا گرفته تا بادشاه ، و همه ارباب مناصب اهل ظلمه و قطاع الطریقند ، هرگز از اینها برای ملک و ملت منفعتی عاید نیست ... در رفتار و کردارشان هرگز به قانون و قاعد ه ای متمسک نیستند ... "

نمایشامه ها و کمدی های میرزا فتحعلی ، آیینه تمام نمای اجتماع آن روز ایران و " داستان های نمایشی او روشنگر اعتقاد اوست به فلسفه رئالیسم ادبی بدون اینکه بخواهد آثار گذشتگان را تحقیر نماید . او واقعبینانه معتقد است ، که زمانه تغییر یافته و افکار و ادبیات تغییر پذیرفته است و نویسندگان ما باید آثار هنری تازه ای بیافرینند که به درد روزگار ما بخورد . برای ادبیات ، رسالت و طریقت قایل است ، باید بیدار کننده اذهان باشد و آیینه نیک و بد وزشت و زیبای اجتماع . می نویسد : امروز دور گلستان و زینت المجالس گذشته است ، اکنون این تصنیفات بکار ملت نمی خورد ... "

وی در یکی از نامه های خصوصی خود به مستشارالدوله ، از انحطاط فکری مردم اظهار ملال می کند و می نویسد : " در زمان شاه عباس اول ، به حکایت تاریخ عالم آرای عباسی ، برای جلو گیری از نحوست کواکب تدبیر کودکانه و ظالمانه ای به کار می بردند و به خیال خودشان شاه را از مرگ محتوم رهایی می بخشیدند . از دوره شاه عباس اول تا این عصر ، برای ملت ایران ، در عالم تعلیم و تربیت و از بین بردن عقاید باطله ترقیات شایانی روی نداده است ، شاید تفاوتی بوده باشد ، ولی خیلی جزئی ..."

2 – عالمی روشن بین

میرزا فتحعلی ، نخستی کسی است که برای پیشرفت آموزش و پرورش ، موضوع اصلاح الفبا را مطرح کرد (1274)، پس از او ظاهرا منیف پاشا ، در عثمانی و ملکم خان در ایران همین مثاله را عنوان کردند . این مرد نیک اندیش و خیر خواه ، قسمتی از عمر گرانمایه خود را در این راه صرف کرد . وی برای نجات هموطنان خود از گرداب جهل و خرافات دو پیشنهاد اساسی دارد : یکی تعلیم اجباری عمومی که از مترقی ترین جهات اندیشه میرزا فتحعلی است . به وزارت علوم ایران می نویسد : " دولت باید مانند فردریک کبیر قدغن فرمایند که هیچ کس از افراد ملت خواه در شهرها و خواه در دهات و ایلات فرزند خود را از نه سالگی تا پانزده سالگی به غیر از خواندن و نوشتن موافق رسم جدید ، به کاردیگر مشغول نسازد و به عهده جماعت هر فرقه و ایل مقرر گردد که جهت تربیت اطفال ، یک نفر معلم نگاه داشته باشند ... اینگونه اجبار را ظلم نمی توان نامید بلکه نشانه رافت و مهربانی است ، که به اصطلاح ما ، آن را توفیق اجباری می گویند . موضوع باسواد کردن توده مردم را ، بارها تاکید کرده است ... این نمی شود که مردم ده نشین بی سواد بمانند و تنها اهل شهر ، علم بیاموزند . نسبت شهرنشینان به دهاتیان چون نسبت قطره به دریاست ... باید عامه مردم مانند ملت پروس و " ینگی دنیا " ، زن و مرد از علم بهره یاب گردند تا نفع آن عام باشد ..."

" بزرگان ملک ، هیچ شوقی به شنیدن حرف های میرزا فتحعلی نداشتند ... به مستشارالدوله نوشت : طرح الفبای نو ، در مزاج وحشیان آفریقا و آمریکا نیز موثر می افتاد ، اما در طبیعت اولیای تهران اثر نمی بخشید و تا امروز جوابم نمی دهند ... میرزا فتحعلی به میرزا حسینخان ، در راه نخستین سفر ناصر الدین شاه به اروبا گفت : شما آرزوی خودتان که صدارت است رسیدید ، من هنوز از آرزوی خودم که تغییر الفبا است محرومم . پاسخ مشیر الدوله ، حکایت از وجدان و مسئولیت شناسی او می کند : " من نیز به آرزوی خود نرسیده ام ، به آرزو رسیدن این نیست که بیایم در مسند صدارت بنشینم ، آخر در این مسند باید کاری هم بکنم هنوز کاری نکرده ام . " چه بسیار نادرند زمامدارانی که وجدان منفعل داشته باشند : میرزا فتحعلی تکرار کرد کار را به معاونت کدام اشخاص خواهید کرد ، اول باید آدم تدارک کنید ... اینها که امروز در ایران علی الظاهر نفس می کشند همه در باطن مرده به حساب می شوند ، باید به رگ های ایشان خون تازه و گرم ریخته به جنبش آورد . خون تازه ، عبارت از ایجاد الفبای جدید و تعلیم علوم جدید است "  .

خوشبختانه تغییر الفبا در ایران ، که برخلاف ترکیه ، دارای غرهنگ و ادبیاتی بسیار غنی و هزار ساله است عملی نشد ، ولی روش آموختن زبان فارسی و تعلیم و تربیت به وسیله آموزگاران مجرب و کاردان ، تغییر کلی یافته است و امروز با استفاده از روش و اسلوب تدریس باغچه بان و دیگر آموزگاران مبتکر و کاردان ، در کوتاه ترین مدت ، کودکان می توانند از نعمت خواندن و نوشتن برخوردار گردند.


http://rooshanfekri.blogfa.com

معرف : جناب آقای مهندس اکبر برزگری مولان

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی مطالب خلاف نظام ، شئونات اجتماعی ، توهین یا افترا به کسی می باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
برای تماس با شما لطفا ایمیل خود را بدرستی وارد کنین تا با شما اگر لازم باشد در تماس باشیم .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید